![]() |
![]() |
|
| لحظه هایی که می گذرند و ما به سادگی از آنها عبور می کنیم |
|
به بهانه روز پدر در خانه سالمندان...
چشم انتظار دیدار پر مهرتان می مانم بدون هیچ توقعی دیگر...
پسر کوچولو گفت: "گاهی وقتها قاشق از دستم می افتد." پیرمرد بیچاره گفت: " از دست من هم می افتد." پسر کوچولو آهسته گفت: "من گاهی شلوارم را خیس میکنم." پیرمرد خندید و گفت: "من هم همین طور." پسر کوچولو گفت: "من اغلب گریه میکنم." پیرمرد سر تکان داد: " من هم هینطور." پسر کوچولو گفت: "از همه بد تر بزرگترها به من توجهی ندارند." و گرمای دستی چروکیده را احساس کرد: " می فهمم چه می گویی کوچولو,میفهمم." "شل سیلوراستاین" |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/04/26ساعت 21:47 توسط صادق ذباح |
|
پرورش ماهی قزل آلا - جای شما خالی خیلی خوش گذشت |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/04/18ساعت 12:40 توسط صادق ذباح |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/04/08ساعت 9:36 توسط صادق ذباح |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
و اینک که لحظه ها و ثانیه ها یک به یک از پس هم گذر میکنند خوشا آن چشمی که آنان را درک کند ودر عین ادراک به ثبت بپردازد. تا ببینند و بدانند آنان که نمی بینند .....
|
| پیوندهای روزانه |
|
پروفایل من در عکاسی.کام آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|